وقت آن شد آنچه میدانی کنیاندکی گاهی پریشانی کنی
اندکی از خویشتن بیرون پریماورای هر چه میخوانی کنی
از حجاب عقلها سر برکشیپا دهد رقصی به عریانی کنی
شعلهای گرم از درون سینهاتوقف این دنیای یخدانی کنی
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
خوش از این قراربانی، سیلان آنجهانیشبم از وصال جوشید و رهیدم از میانی
تو خوشی به شعر و صورت، منم از حروف بیزاربه سکوت سر سپردم و سخن وزید آنی
تو خوشی به نکتهگیری که به نکتهها اسیریچو به کُل نظر نمای
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
آنکس که خود دنیاست دنیا به چه کارش بادآنکس که خود عقباست عقبا به چه کارش باد
آن یار که خود حق است از خیر و شرش بالاستجانی که خود حلواست حلوا به چه کارش باد
درویش زبانآتش با کیش سخن گوید؟معنا چو ز او
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
گفتگو آید وزان از گفتگوگر تو خاموشی گزینی کو به کو
صوت خواهی بشنوی از لامکانقبله کن مابین چشمان هیچ سو
روح را بینی خودی در سرسرایار را بینی به نزدت رو به رو
عشق را گفتی و پس در کار کنسُر ده هر پیمانه
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
چه خوشند این رقیبان که ز خود مقام دارندز دُم عقاید خویش همه ننگ و نام دارند
به جهان زر که تصویر همه هستی خسان استبه میان مرگ و میلاد به خسی دوام دارند
دل من ولیک خوشتر که کسم به هیچ نشمردبه میان بزمه
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
خزیدند و شب مسکین گرفتندشکن در هم زدند و چین گرفتند
تمام کوه بر معراج میرفتشهان در جان من شاهین گرفتند
سرم بر باد میشد دل بر آتشزبان از وعدهی دیرین گرفتند
کمر در قتلگه بستند و در برمرا در خرقهی ن
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
کوتاهی و بلندی از توست، در برون پستی و بلندی خویش میبینی. خواب از تو و بیداری از توست. هوا از توست، جغرافیا از توست، حاکم نادان تو و مردم دانا از توست. راه از میان قلب تو آغاز میشود و آب از چاه زنخد
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
انسان چو فرو ریزد در پیش خدا خیزداین هوش فرو سوزد آن هوش به پا خیزد
درویش خدا بودم از دست خدا دادماز دست خدا میده تا نور و نوا خیزد
من عشق روا کردم تا خویش رها باشدچون خویش رها باشد بنگر که چهها خیز
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50

درویش به پیش آمد تا خلق بیفروزد
چون خلق ریایی بود در آتش خود سوزد
درویش خفایی بود، او نور و نوایی بود
از جان خدایی بود، تا خلق چه آموزد
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50
نیمهشبان در رنجی سخت و عذابی بیپایان. آتش دیدار سوزناک، هستی درد و نیستی رسالتی شانهافکن. خواب بیداری، بیداری آتشی بیامان. مرگ آسان و میلاد سخت. دوباره هیچ شدن و دوباره از نو آغازیدن.
پنج هیچ و ش
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: جمعه 24 خرداد 1398 ساعت: 11:50

مثنویهای حلمی را میتوانید در اینجا بخوانید.
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54

این سور چه آتش زد با سوز اهورایی
این عشق چه رقص آورد با ساغر آوایی
ای روح عجب نوری در چاه مکان بر شد
ای چشمهی بیرنگی بنگر که چه غوغایی

برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
پیر خوشان آمد و اندرز دادجان به می روحپزان ورز دادگفت بنوشید و برقصید خوشعشق بریزید و بورزید خوشغم مکند راه به دلها زنددل مکند از ره می جا زندغم چو رسد گردن او بشکنیدکلّهی پر دغدغهاش بکّنیدذکر شع
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
هر کس که با حق مواجه میشود، به خدمتش میآید و مجرایش میشود. چرا که حق او را فراخوانده است. راه عشق، تعالیم مجرا شدن است. حقیقت هیچ کس را بیهوده نگه نمیدارد، بلکه بهراهآمده باید کاری کند و کمر خدم
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
کبوتر هنوز باور نکرده کبوتر است، پروازش کوتاه است، خوراکش دان است و اسیر دام و نام و غرور و افتخار است. کبوتر هنوز نمیداند صلحش جنگ است و جنگش بازی کودکان است. کبوتر خود را انسان نام نهاده و هنوز ن
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54

ای که ناگه آمدی ناگه مرو
منزل مه آمدی، بیمه مرو
یک دو برگی دفتر دل را بخوان
در ره دل آمدی، گمره مرو
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54

خلق به چَه مانده به دنبال نور
عارف خودخوانده به صحن غرور
رهبر حق رهگذر بینماست
هست جهان از دم او در ظهور
حلمی
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
آنان که آزادی ندارند نه از این بابت است که آزادی از ایشان دریغ شده است، بلکه چون آزادی را دوست ندارند، عزیز نمیدارند و از قوانین آن بیخبرند. آن که آزادی ندارد قانون ندارد و چون قانون نیست آزادی نی
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54
روح از این حجلهی بیعشق به جایی برودبدرد خرقه و در سوی نوایی برود گوش کن تا شنوی از فلکت صد آوازجان رحیل است پی نور و صدایی برود ساقی از مغفرت باده گرم نام دهدشاید این دلشده امشب به هوایی برود خانها
برچسب: نویسنده: کاوه رستمی تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 14:54